
مقاله بررسی اثر شرایط فرآیندی در شبیه سازی تبدیل متانول به الفین باسینتیک تفصیلی و نظریه تراوش با word دارای 6 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است
فایل ورد مقاله بررسی اثر شرایط فرآیندی در شبیه سازی تبدیل متانول به الفین باسینتیک تفصیلی و نظریه تراوش با word کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه و مراکز دولتی می باشد.
این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی مقاله بررسی اثر شرایط فرآیندی در شبیه سازی تبدیل متانول به الفین باسینتیک تفصیلی و نظریه تراوش با word،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
سال انتشار: 1391
محل انتشار: چهاردهمین کنگره ملی مهندسی شیمی ایران
تعداد صفحات: 6
چکیده:
در این پژوهش، تبدیل متانول به الفینهای سبک با کاتالیست ساپو 33 مدل سازی و شبیه سازی شدده است برای پیش بینی افت فعالیت کاتالیست از روابط مبتنی بر نظریه تراوش در روابدط موازنده مدرس استفاده شدهاست نتایج این شبیه سازی با داده های آزمایشگاهی توافق بسیار خوبی نشان داد و ثابتهای سرعت واکنش – های مدل سینتیکی بدست آمدند نتایج حاصل از بررسی اثر پارامترهای فشار، انددازه دانده کاتالیست، سرعتفضایی و غلظت گاز خنثی همراه با خوراک نشان داد که تغییر این پارامترها ضخامت جبهه واکنش و شیب افت فعالیت بستر را تحت تاثیر قرار می دهند همچنین نتایج شبیه سازی نشان داد، افزایش فشار و کداهش میدزان گاز خنثی مومب افزایش شیب افت فعالیت راکتور شده و زمان پیدایش آن را تسریع می کند


مطالعه ناهنجاری مغناطیسی ایجاد شده دردنباله شناور با word دارای 6 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است
فایل ورد مطالعه ناهنجاری مغناطیسی ایجاد شده دردنباله شناور با word کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه و مراکز دولتی می باشد.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی مطالعه ناهنجاری مغناطیسی ایجاد شده دردنباله شناور با word،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
سیستم مراقبت دریایی به روش مغناطیسی (آشکارسازی ناهنجاریهای مغناطیسی) از جمله سیستمهایی است که به صورت موثری در این زمینه کاربرد دارند. از ناهنجاریهای ایجاد شده در میدان مغناطیسی زمین در اثر وجود شناورهای سطحی و غیرسطحی برای مراقبت استفاده می کنند. اهمیت این سیستمها در آن است که قادر به آشکارسازی اهداف زیرسطحی نیز می باشند. شناسایی و کشف شناور از طریق غیر مستقیم که در واقع آشکارش از طریق مشخصه های ایجاد شده توسط شناور است، به طور معمول یا از امواج تولید شده توسط شناور است و یا از طریق طیف موج تولیدی . این روش که به آشکارش مغناطیسی ویک معروف است، در ساده ترین حالت، به صورت غیر عامل دنباله حرکت یک شناور سطحی یا زیر سطحی را با اندازه گیری های به دست آمده توسط یک سنسور مغناطیسی هوابرد اندازه گیری می کند. در این شیوه گرادیان های مرتبه اول مشخصه مغناطیسی که با رد حرکت القا می شوند، سنجیده می شوند.


ارزیابی تاثیر گروه ستون های سنگی مسلح در پایداری خاکریز مسلح با بستر خاک سست CH با word دارای 11 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است
فایل ورد ارزیابی تاثیر گروه ستون های سنگی مسلح در پایداری خاکریز مسلح با بستر خاک سست CH با word کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه و مراکز دولتی می باشد.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی ارزیابی تاثیر گروه ستون های سنگی مسلح در پایداری خاکریز مسلح با بستر خاک سست CH با word،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
خاکریز مسلح واقع بر بستر خاک های رسی در حالت سست واشباع مستعد نشست زیاد و گسیختگی بوده و برای تقویت نیاز به بهبودپارامتر های مقاومتی خاک (، C و ) دارند. در این تحقیق ، برای بهبود پارامتر های مقاومتی خاک از ستون های سنگی مسلح با ژئوسینتتیک استفاده گردید. این تحقیق با استفاده از نرم افزار ژئوسینتتیک استفاده گردید. این تحقیق با استفاده از نرم افزار ABAQUS، به صورت سه بعدی و با در نظر گرفتن مدل رفتاری موهر –کولمب برای خاکریز مسلح، ستون های سنگی و Cam-Clay اصلاح شده برای بستر سست انجام گردید. برای رسیدن بهنشستی مجاز و یکنواخت، ستون های سنگی در محدوده 6 متری از مرکز بسمت پنجه خاکریز مسلح قرار گرفتند و پارامترهای متغیربهمراه توصیه های فنی شامل : فاصله ستون های سنگی 2/5D؛ (2 متر)، طول ستون های سنگی 31/25D؛ (25 متر) و پارامتر ثابت شامل درصد تسلیح ستون های سنگی 70 % طول ستون های سنگی، می باشد. با توجه به ارزیابی تاثیر پارامتر ها بر عملکرد خاکریز هایمسلح مشاهده گردیدکه، کاهش فاصله ستون های سنگی مسلح شناور تاثیر بمراتب بیشتری نسبت به افزایش طول آنها در پایداریخاکریز مسلح دارد. درنهایت، با بهسازی خاک سست بستر با ستون های سنگی مسلح، با مشخصات بهینه ذکر شده تا 70% از نشستخاکری و 85 % ازجابه جایی افقی خاکریز مسلح کاسته شد.


بازآفرینی شهری و تاثیر آن بر بافت های فرسوده ی شهری با word دارای 9 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است
فایل ورد بازآفرینی شهری و تاثیر آن بر بافت های فرسوده ی شهری با word کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه و مراکز دولتی می باشد.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی بازآفرینی شهری و تاثیر آن بر بافت های فرسوده ی شهری با word،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
مقدمه: در ادبیات اخیر دنیا، واژه بازآفرینی شهری به عنوان یک واژه عام که مفاهیم دیگری نظیر بهسازی، نوسازی، بازسازی، توانمند سازی و روان بخشی شهری را در بر می گیرد، به کار می رود. بازآفرینی شهری به مفهوم احیا، تجدید حیات و نوزایی شهری و به عبارتی دوباره زنده شدن شهر است. در بازآفرینی شهری، توسعه شهری به مفهوم رشد کمی عناصر کالبدی شهر برای اسکان جمعیت و ارتقای کیفیت زندگی، در قالب طرح های توسعه شهری رخ خواهد داد (1).روش: مطالعه مروری حاضر از طریق جستجو در پایگاههای دادهای داخلی همچون SID, Magiran, Iran Medex, ISC و پایگاه های داده ای خارجی Web of Science، Scopus، Prequest، Google Scholar، و غیره از سال 2007 به بعد و با کلید واژه های Development ،regeneration ، Urban regeneration، texture worn انجام پذیرفته است.یافته ها: بافت کهن و قدیمی شهرها به واسطه قدمت تاریخی و وجود عناصر باارزش تاریخی، موقعیت مناسب ارتباطی، دربرگیری بازار اصلی شهر و قلب تپنده اقتصادی آن دارای ارزش و جایگاه منحصر به فردی در ساختار فضایی و کارکردی شهر است. این بافت ها با مشکلات و موانع ساختاری و عملکردی خاصی در ابعاد مختلف مواجه می باشند. رویکرد بازآفرینی پایدار یکی از جدید ترین رویکردهای پذیرفته شده جهانی در مواجه با بافت های فرسوده است. طرح های بازآفرینی سعی در استفاده از پتانسیل های موجود در مناطق فرسوده را دارند و بنابراین سعی دارند با بهره گیری از مشارکت گسترده عمومی با صرف کمترین بودجه، حیات اجتماعی و رونق اقتصادی را به بافت بازگردانند.بحث: بحثی که امروزه در ساماندهی این مراکز تاریخی درکشورمطرح است، بحث بازآفرینی می باشد که قبلا تحت عناوین دیگری همچون بازسازی، نوسازی، بهسازی و ساماندهی مطرح شده است و حال بازآفرینی تمامی این مباحث را در بر دارد و سعی در احیاء شهر و نوزایی آن در راستای مشارکت مردمی در عرصه های اجتماعی، اقتصادی، محیطی و کالبدی به منظور ارتقای کیفیت زندگی در در مراکز تاریخی شهر و محله های هدف در پیوند با کل شهر، دارد.


مقاله جغرافیای تاریخی زاگرس مرکزی از هزاره سوم تا آغاز هزاره اول پ.م با word دارای 19 صفحه می باشد و دارای تنظیمات در microsoft word می باشد و آماده پرینت یا چاپ است
فایل ورد مقاله جغرافیای تاریخی زاگرس مرکزی از هزاره سوم تا آغاز هزاره اول پ.م با word کاملا فرمت بندی و تنظیم شده در استاندارد دانشگاه و مراکز دولتی می باشد.
این پروژه توسط مرکز مرکز پروژه های دانشجویی آماده و تنظیم شده است
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل ورد می باشد و در فایل اصلی مقاله جغرافیای تاریخی زاگرس مرکزی از هزاره سوم تا آغاز هزاره اول پ.م با word،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
منابع و مأخذ:
1ـ حیدری ، س .
“نگاهی اجمالی به مشخصات طبیعی حوزه بررسی اسلامآباد” مجله باستانشناسی و تاریخ، سالسیزدهم، شماره دوم، بهار و تابستان 78، سال چهاردهم، شماره اول، پاییز و زمستان 78، شماره پیاپی 26 و 27، تهران: مرکز نشر دانشگاهی، 1380، ص 62 ـ .(61
2ـ لوین ، ل . د .
” عصر آهن”، باستان شناسی غرب ایران، به کوشش هول،ف.، ترجمه زهرا باستی، تهران: مرکز نشر دانشگاهی،1381، ص .448 – 9
-1 مقدمه:
غرب مرکزی ایران یا به عبارتی دیگر زاگرس مرکزی شامل استانهای لرستان، ایلام، بخشی از کرمانشاه و منطقه کنگاور می گردد که از نظر باستان شناسی ، حوزه فرهنگی مهمی بشمار می آید(نقشه .(1
بطور کلی کوههای زاگرس توده زمین شناختی پهناور، بلند و فشرده ای است که در راستای شمالغربی- جنوبشرقی از جنوب ترکیه و شمال عراق تا جنوب ایران امتداد می یابند و در ایران، رشته ای مرتفع به طول1400 کیلومتر و پهنای 100 تا 300 کیلومتر را تشکیل می دهند که از شمال به آذربایجان و از جنوب به تنگه هرمز امتداد می یابد.
بر اساس مطالعات زمین شناختی درباره حرکتهای زمین شناختی در طول فرایندهای کوهزاییمیتوان آنها را به دو بخش اصلی تقسیم کرد:
1ـ ناحیه چین خورده زاگرس از جنوب کرمانشاه شروع و تا جلگه خوزستان ادامه مییابد. 2 ـ ناحیه رورانده زاگرس به موازات ناحیه چین خورده از شمال تنگه هرمز آغاز و تا جنوب آذربایجان ادامه مییابد.
از نظر قدمت رسوبات بخش رورانده به دوران دوم زمینشناسی مربوط است که در پارهای مناطق رسوبات دوران سوم نیز بر روی آنها دیده میشود، در حالی که رسوبات ناحیه چین خورده زاگرس، که به صورتمجموعهای از طاقدیسها و ناودیسهای منظم در امتداد محور شمالغربی ـ جنوبشرقی قرار دارند، بیشتر در ارتباط با دوران سوم زمین شناسی می باشند. شیب عمومی لایههای جوان در داخل ناودیسها قرار دارد و یال خارجی طاقدیسها را لایههای پیرتر تشکیل میدهد که فرسایش حاصل از تشکیلات ناحیه چین خورده در دل طاقدیسها و ناودیسها، دشتهای وسیعی را به وجود آورده است 1]، صص.[62-61
استان لرستان، بزرگترین بخش حوزه فرهنگی زاگرس مرکزی محسوب می شود که بخشهای شمالیکوههای زاگرس در آن قرار گرفته است این بخش، از غرب به استان ایلام، از شمالغرب به کرمانشاه، ازشمال به همدان، از شمالشرقی به استان مرکزی، از شرق به اصفهان و چهارمحال بختیاری و ازجنوب به استان خوزستان محدود است(نقشه .(2 شکل طبیعی این استان، ارتفاعاتی است با دشتهایی درمیان آنها که دست مایه طبیعی و محیط زیست مناسب آن همواره محل زندگی گروههای انسانی از نخستین اجتماعات تاکنون بوده است و از آنجا که ترکیب دشت و کوهستان، مناطق سردسیری و گرمسیری امکان مناسبی را برای کوچ فصلی فراهم نموده لذا مردمان این سرزمین از دیرباز شیوه کوچروی را که عامل مهمی در جابجایی فرهنگها بوده است، برگزیدند (امروزه نیز هنوز از همان مسیر کوچ باستانی عبور میکنند و دامهای خود را در مراتع پرورشمیدهند).
از دوران نوسنگی تا اواخر هزاره دوم ـ به استثناء وقفههایی کوتاه ـ دشت خوزستان پیوسته مرکز ثقلتاریخی غرب ایران بشمار می آمد، در مقابل، منطقه زاگرس و غرب فلات ایران زمانی که در صحنه تاریخ ظاهر شدند، یا بصورت بخشی از تمدن عیلام و یا بصورت نواحی فرهنگی مستقل کم اهمیتی در حوزه عیلام و یا بینالنهرین بودند. از آغاز هزاره اول، این وضعیت ابتدا به آرامی، سپس با سرعتی فزاینده تغییر یافت، زاگرس که مرکز مهمی بشمار می آمد، جانشین خوزستان گشت. منابع مکتوب در اوایل این هزاره ظهور گروههای ناشناخته ای را در ارتفاعات گزارشمیدهند که بازوال قدرتی بزرگ چون عیلام، توجه ساکنان غرب ایران کاملاً به آنها معطوف گشته است 2]، صص.[448-9
-2 مواد و روشها
از آنجا که مکانیابی مناطق باستانی در زاگرس مرکزی، یکی از مراکز بسیار مهم فرهنگی در طول ادوار مختلف همواره مورد نظر کارشناسان و پژوهشگران بوده است، لذا بهترین شیوه برای این مهم پرداختن به منابع نوشتاری و تطبیق آنها با ساختارهای طبیعی و جغرافیائی و مردم شناختی با توجه به داده های باستان شناختی است، در این رابطه علاوه بر مدارک نوشتاری عیلامی، از مهمترین منابعی که به وسیله آنها میتوان سیمای جغرافیای تاریخی این دوران را بازسازی کرد، منابع نوشتاری میانرودانی است که گذشته از آثار نوشتهدار، لوح نوشتهها را نیز که شامل سالنامههای پادشاهان مختلف در شرح پیروزیهایشان بر مردم سرزمینهای همسایه خود به ویژه غرب ایران می باشد، در بر
میگیرد. البته با وجود آنکه در بازگویی موفقیتهای این پادشاهان اغراق و افراط شده است، اما بهرحال بازگو کننده وقایعی است که اولا تدوین تاریخ سیاسی آن روزگار را ممکن ساخته و ثانیا در میان نوشتهها نام مکانهاهایی ذکر شده که میتوانند سیمای جغرافیایی آن بخش از غرب ایران یعنی لرستان بزرگ به مفهوم زاگرس مرکزی را تا حد زیادی بازسازی کرده و حوادثی را که در طول زمان بر آن رفته است، بازگو نمایند. با اینکه تمامی نوشتهها مردمان این منطقه را کوه نشینانی سرکش معرفی کردهاند که دسترسی به آنها دشوار بوده، اما پادشاهان میانرودان جهت وجود منابع غنی این منطقه، غلبه یا هم پیمانی با آنها را الزامی دانسته اند.
یکی از راههای ورود به غرب ایران ـ توگلیش / توبلیس به معنای دروازههای زاگرس درست پس از عبور از قصر شیرین در سرپل ذهاب شناسایی شده است(نقشه (3، 3]، نقشه2/11ب.[ این راه مهمترین راه ارتباط به غرب و از آنجا به داخل فلات ایران است، همان راهی که در دوره های مختلف تاریخی بشکل شاخهای از جاده ابریشم و نیز در دوره اسلامی به نام جاده خراسان بزرگ شناخته شده و اینک نیز یکیاز راههای اصلی کشور به سوی کشور عراق است. از طریق همین راه کالای تجاری میان ایران و میانرودان در گذر بوده، لشکرکشیهای شاهان میانرودان به ایران نیز که به منظور نظارت بر این راه بازرگانی و دستیابی به معادن و مواد خامی که در سرزمین پست میانرودان پیدا نمیشده و با غلبه بر دولت عیلام فراهم میگشت و همچنین جلوگیری از نفوذ دولت عیلام به میانرودان و مقابله با مردمانی که در کوهستانهای غرب ایران میزیستهاند و همواره به سوی میانرودان دستاندازی میکردند، از همین راه صورت میگرفته است.
از مناطقی که نام آن در متون و منابع از اواخر هزاره سوم پ.م تا نیمه هزاره دوم پ.م آمدهاست، سرزمین ورهشه یا (ورهشی، مرهشی، ورخشه، وارخاشی، باراهسوم) است. پژوهشگرانی که درباره این سرزمین مطالعه کردهاند، هر یک با استناد به مدارک، دو مکان جغرافیایی را برای آن در نظرگرفتهاند، برخی آن را نزدیک کرمان و یا شمال یا شرق فارس، فرض کردهاند 4] ، ص [354، در حالی که برخی دیگر آن را در منطقه کوهستانی پشتکوه لرستان و سرزمین اطراف کرخه علیا در شمالغرب خوزستان 5]، ص [82 و در محوطههای باستانی میرولی و کمترلان در دره رومشگان (یکی از دو دروازه اصلی بلندیهای غرب باستان که رو به زمینهای پست شوشان باز می شد) و یا حتی در بین دزفول و خرمآباد در تپه کریه در حدود 100 کیلومتری شمالغرب چارما در جاده منتهی به
خرمآباد جستجو کردهاند6 ] ، ص[354 که در اینجا با پیشنهاد مکانیابی این سرزمین در لرستان، به بررسی متون پرداخته میشود(نقشه .(4
-3 یافته های تحقیق
نخستین منبعی که از این مکان سخن میگوید کتیبهای است از لوگال آنهموندو (حدود نیمه دوم هزاره سوم پ.م.) پادشاه شهر یا سلسله ادب که پادشاهی از دورانی بلافاصله پیش از سلسله اکد می باشد و در آن وی از جنگ با عیلامیها، مارهاشیها (مرهشه) و گوتیها در شمال عیلام، یاد میکند 7]، ص 478 و 8 ،- ص .[82
منبع دیگر از دوره سارگن بزرگ آکدی از حدود 2325 پ.م است که در آن وی خود را”شاهکیش، فاتح عیلام و ورهشی” مینامد. ورهشه که اتحادی از قسمتهای جداگانه بوده به انگیزه حفظ خود مسلماً با عیلام(سلسلهاوان) متحد بوده و روابط دوستانهای داشته است، زیرا تمامی حملاتی که پادشاهان میانرودان علیه عیلام طرح میکردند، لزوماً از مسیر ورهشی میگذشت. یکی از متون در هنگام لشکرکشی سارگن به عیلام ، خبر میدهد که الهه ایشتار اجازه داد تا نوری به سارگن بدرخشد “کسی که در حال رفتن به سرزمین ورهشی بود; در آن هنگام که راه خود را به جلو، به سوی تاریکی میگشود.” بطور مرتب متون تأیید میکنند که شاه، ” در تاریکی رسوخ کرده ” و به طریقی نمادین پیشرفت پر زحمتی را که سارگن در جهت جنگلهای کوهستانی لرستان داشته است، شرح میدهند9] ، ص82 و 10 ، ص .[99 در این نوشتهها نام فرمانروای ورهشه ذکر نشده، اما نام برادر وی و یک قاضی ورهشه آمده که احتمالا پس از شکست، این دو تن با همحکومت کرده اند. نکته مهم دیگر این که ورهشه خود نایبالسلطنهای داشته که پس از پیروزی اکدیها به شخصی به نام سیدگو انتقال مییابد، زیرا کتیبه دیگری از سارگن، مدتها پس از این لشکرکشی اشاره به لشکرکشی دیگری به “شرق سرکش” دارد که در آن نام افرادی که در کتیبه نخستآمده بار دیگر تکرار شده و نام نایبالسلطنه سیدگو نیز آمده است 11]، صص .[6-7 پس از سارگن، پسرش ریموش 2307) ـ 2316 پ.م ) بر تخت نشست که در این زمان شاه ورهشی آبالگاماش (ابلگمش) در اتحاد با هیشب رتپ عیلامی از فرصت برای به هم پیوستن نیروهایشان به منظور برافکندن یوغ خاندان سارگن استفاده کردند. بدین ترتیب در سال 2312 پ.م، ریموش پس از فرونشاندن طغیانهای داخلی میانرودان، راه خود را در همان مسیر سختی که پدرش یکبار در آن جنگیده بود، به کوهستانهای پشتکوه و به سوی
درهکرخه گشود. این جنگ که در محلی میان اوان (دزفول) و شوش در ساحل رودخانه کبنیتو در گرفت، به شکست عیلام و ورهشی و آسیب کشورهای متحد انجامید. در نقوش ظروف مرمرینی که درحفاریهای نیپور و اور به دست آمده و ریموش آنها را به خدایان هدیه کرده است، پیروزی وی برعیلام و ورهشه نقش شده است. به ادعای متون 17000 کشته و 4000 اسیر از نتایج دیگر این جنگ بوده و غنایم به دست آمده از عیلام و ورهشی را نیز مقدار زیادی طلا و مس و برده یاد کرده اند که از طرف ریموش به انلیل هدیه گردیده است از شمار زیادی الواح رونویسی شده در نیپور میتوان دریافت که این پیروزی بزرگترین پیروزی ریموش بوده و اگر چه در شرح این لشکرکشی از عیلام نام برده شده، اما پیروزی اصلی برای اکدیها در جنگ با ورهشه خلاصه میشد، زیرا این محل صحنه یکی از بزرگترینجنگهای سارگن پدر ریموش بود. در این جنگ نه تنها ورهشه از عیلام بازپس گرفته شد، بلکه برایعیلام نیز ویرانی و خراج سالانه و حاکمیت میانرودان را در برداشت12]، ص85 و 13، ص100 و 14، ص483-484 و 15، ص.[7
از زمان نارامسین 2218) ـ 2255 پ.م) وجود مدارک نوشتاری زیادی در ارتباط با تجارت میان کشور ورهشه و شوروپاک از میانرودان نشانگر دورهای آرام و عاری از خشونت میان دو دولت قدرتمند است که متن قرارداد پیدا شده در شوش نیز موید آن میباشد16]، ص.[485-487
آنچه در رابطه مستقیم با لرستان در دوران طولانی سلطنت عیلامیان بر بخش بزرگی از ایران آمده، مربوط به دوره اقتدار سلسله سیماش می باشد که مدارک موجود نیز مرکز آن را در خرمآباد کنونی دانستهاند و میتوان آنها را سلسله عیلامی کوهستانهای لرستان در شمال جلگه شوش دانست همچنانکه ماسکارلا نیز به نقل از استولپر و هنریکسون، سیماشکی را لرستان یا حداقل شرق لرستان بیان کرده است17]، ص42، شکل2 و 18، ص 265، شکل2 و 19، ص .[109
شاخت نیز به حدس، آنرا در تپه گریران در دشت الشتر شمال خرمآباد، یا در گودین تپه کنگاور، یا جایی در ماهیدشت و خلاصه در هر جایی در زاگرس مرکزی جایابی می کند 20]، ص [20،(نقشه.(5 در حالی که والا آن را نزدیک کرمان دانسته است، جایی که به نظر اشتین کلر منطقه مرهشی است 21]، ص 8، شکل 5 و 22، ص 265، شکل .[2
شیوه اداره کشور بزرگ عیلام به صورت ملوکالطوایفی بوده، در مناطق مختلف حکام، فرمانروایان و شاهزادگانی (نایبالسلطنهها) تحت نظر پادشاه عیلام حکمرانی میکردند که از
میان آنها اداره منطقه ای با نام سیماش یا سیماشکی ازحدود سال 2220 تا 1875 پ.م به وسیله سلسله سیماش مشاهده می شود، از پادشاهان این برهه از سیماش مدارک اندکی به دست آمده که شاید علت آن منطقه ای بودن حکومت آنها بوده است23]، صص 481، 487 و 24، ص94 و 25، ص .[8-9
در کتیبهای، فرمانبرداری پادشاه سیماش از کوتیک اینشوشیناک نایبالسلطنه عیلام که به قدرت بزرگی رسیده و پادشاهی اوان را در حدود 2240 پ.م به دست آورده بود، دیده میشود. اما پس از وی که آخرین پادشاه اوان محسوب می شود، سلسله سیماش با دوازده پادشاه که مبداء آنها احتمالاً کوههای لرستان بوده، به قدرت رسیدنـد 26]، ص[490 و بدین ترتیب یکی از مهمترین مراکز حکومتی عیلام در جنوب لرستان واقعیت یافت که میتوان گفت لرستانیها تحت نام سلسله سیماش بر سرزمینهای متحد عیلام درجنوبغرب ایران به حکومت پرداختند27]، ص.[11 مدارکی از ارتباط این سلسله با میانرودان چه در زمان جنگ و چه در زمان صلح در دست است که بسیاری از آثار مفرغیلرستان متاثر از هنر آشور میانی موید این مطلب می باشند 28]، ص[9-11 با ضعف و فتوری که در حدود قرن دوم دوران فرمانروایی سلسله سیماش در وضع
کشور عیلام به وجود آمد، در زمان پادشاهی اورنامو پادشاه سلسله سوم اور (در حدود سال 4 ـ 2113پ.م)، کشور عیلام زیر نفوذ سلسله سوم اور قرار گرفت، اما به نظر میرسد که منطقه سیماشمستقل باقی مانده بوده است 29]، ص .[491
در دوران امپراتوری سومر، در زمان پادشاهی شولگی 2047) ـ 2094 پ.م) نیز لشکرکشیهائی بر علیه عیلام صورت گرفت، وی عیلام را مطیع ساخت و پس از پیروزی بر شوش معبدی را برای خدای اینشوشیناک در این محل بنا نمود 30]، ص95 و 31 ص .[117 این پادشاه با ایجاد »لژیونهای بیگانه« عیلامی نه تنها پادگانهای سومری را در سرزمینهای متصرفه خود تقویت کرد بلکه با کوهنشینان ناآرام کوههای زاگرس نیز مقابله نمود، طبق اسناد باقیمانده در شوش، این »لژیونها« از کوههای شرقی انشان و سیماشکی فرا خوانده میشدند و تحت نظر یک نجیبزاده عالیمقام که در فهرست شاهان اور سوم قرار می گرفت، حکمران بزرگ (سوکال ماخ به زبانسومری) خوانده میشدند که در حقیقت نقش گارد مرزی را در مقابل عیلام و کوهنشینان شرق ایفا می نمودند. به این ترتیب با دست نشاندگی عیلامیان، جلوی تهاجم مردم کوهستانی ورهشه گرفته شد 32]، ص [96 و عیلام در دوران شولگی با آرامش مواجه گردید.
